راهنمای منطق دهم انسانی – قسمت دوم

نویسنده:admin تاریخ:۹ فروردین ۱۳۹۶ دسته بندی:دهم انسانی, منطق بازدید:29 بازدید

منطق دهم

راهنمای منطق دهم انسانی – قسمت دوم

منطق دهم

 

اقسام کیف

كيف ، عرضی است كه بالذات قابل قسمت و مساوات و لامساوات نباشد. مانند: سفیدی، سیاهی، غم، شادی …
مثلا نمی توان گفت غم من مساوی غم فلانی است. و یا غم من در این مصیبت سه برابر غم من در فلان مصیبت است.

کیف بر چهار قسم است :

الف : كيف محسوس : كه عبارت است از كيفيتي كه توسط يكي از حواس پنج گانه احساس شود  (مبصرات، مسموعات، مشمومات، ملموسات، مذوقات)

ب: كيف نفساني : كيفيتي كه در نفس حاصل مي شود. مانند : غم ، شادي ، شرم ، حلم ، غضب و دوستي و …

(کیف نفسانی یا سریع الزوال است که آن “حال” نامیده می شود؛ مانند غضب شخص حلیم. یا بطیء الزوال است که “ملکه” نامیده می شود، مانند غضب کسی که عصبانی مزاج باشد.)

پ: كيف استعدادي : عبارت است از توان و نيروي قبول تأثر ، يا نيروي مقابله با تأثرات  است مثل داشتن بنيۀ قوی يا بر عكس آن .

ت: كيف مختص به كمّیات: كيفياتی که عارض بر كميات مي شوند . مثل استقامت و انحنا كه عارض خط مي شود . زوجیت و فردیت که عارض عدد می شود

مبحث تصور و تصدیق

تصور : صورت ساده ی ذهنی است بدون اینکه متضمن اسناد یا حکمی باشد. مانند: تصور کتاب کهنه، تصور مثلث.

تصور بر چند قسم است:

۱-تصور واحد مانند تصور «سقراط».

۲-تصور متعدد “بدون نسبت تقییدی یا وصفی” مانند تصور «خورشید و ماه» و «سقراط و افلاطون» و «زشت و زیبا».

۳-تصور متعدد “با نسبت تقییدی یا وصفی” مانند تصور «خانۀ حسن» و «خانۀ بزرگ» (در «خانۀ حسن» تقیید اضافی است، و در «خانۀ بزرگ» تقیید وصفی).

۴-تصور نسبت در جمله ی انشایی،  مانند: امر، نهی، تمنا، استفهام … بطور مثال: «آیا گلها را آب دادی؟»

۵-تصور متعدد با نسبت خبری که مشکوکٌ فیه باشد. مانند شک در اینکه «کره مریخ مسکونی است». چون حکم و اذعانی را در پی ندارد، و ما نسبت به آن شاک می باشیم، تصور مجرد خواهد بود.

🔴تصدیق: عبارت از اسناد امری است به امر دیگر، به ایجاب یا به سلب. مانند علم به اینکه «برف سفید است». چرا که متضمن اسناد سفیدی به برف است.
مثالهای دیگر: «اسب علخوار است» ، «اسب گوشتخوار نیست»

اقسام کلی عرضی

اقسام کلی عرضی
کلی عرضی (چه خاص ، چه عام) در تقسیم اول بر دو قسم است:
۱- عرض لازم
۲- عرض مفارق
عرض لازم آن کلی است که جدا شدنش از افراد محال باشد، مانند فردیت برای سه ، سه زاویه داشتن برای مثلث.

عرض لازم گاه لازم وجود خارجی است وگاه لازم وجود ذهنی و گاه لازم ماهیت.

لازم وجود خارجی مانند احتراق برای آتش، و تساوی زوایای مثلث با دو قائمه ، و تساوی زوایای ذوزنقه با چهار قائمه. چه مثلا تساوی زوایای مثلث با دو قائمه فقط لازم وجود خارجی آن است. چه بسا افراد که تصور مثلث دارند بدون علم به اینکه مجموع زوایای آن مساوی با دو قائمه است.

لازم وجود ذهنی مانند کلیت که در ذهن عارض انسان می شود. و مانند نوع و جنس که در ذهن عارض کلیات می شود. و از این قبیل لوازم ذهنی تعبیر به معقولات ثانیه می شود.

لازم ماهیت آنست که ملازم هر دو وجود باشد (چه خارجی و چه ذهنی) مانند زوجیت شش و فردیت پنج .

لازم به تقسیم دیگر بر دو قسم است:
۱-  عرض لازم بیّن
۲-  عرض عازم غیر بیّن
عرض لازم بیّن آن است که احتیاجی به اثبات نداشته  باشد، و ملازمه میان دو شی بدیهی باشد مانند زوجیت شش و فردیت پنج . که دو قسم است: یا به گونه ای است که نفس تصور ملزوم، لازم و ملازمه ی میان آن دو را تداعی می کند و انسان بلافاصله تصدیق به ملازمه می کند (لازم به معنای اخص) مثل: تصور آتش که تصور حرارت را در پی دارد و یا آنکه برای تصدیق به ملازمه، علاوه بر تصور ملزوم، لازم و ملازمه ی میان آن دو نیز باید تصور شود، تا آنگاه انسان به ملازمه تصدیق کند (بیّن به معنای اعم) مثلاً دو نصف چهار  یا ربع هشت است.

عرض لازم غیر بیّن آنست که محتاج به اثبات باشد، مانند تساوی زوایای مثلث با دو قائمه، و تساوی زوایای ذوزنقه با چهارقائمه.
عرض مفارق آنست که جدا شدنش از افراد ممکن باشد، مانند مریض و جوان و زیبا و غمگین و شادمان و امثال آن برای انسان.

عرض مفارق نیز بر دو قسم است:
۱-  دائم
۲-  غیر دائم
عرض مفارق دائم عرضی است که اگر چه جدا شدنش از معروض محال نیست، ولی دائمی است. مانند کسی که در تمام زندگی مریض یا فقیر باشد که مرض و فقر نسبت به او عرض مفارق دائم است.
عرض مفارق غیر دائم عرضی است که یا  به سرعت از آن جدا می شود (سریع الزوال) مانند سرخی رنگ چهره در حال شرم و خشم ، زردی سیمای انسان هراسناک ، یا به کندی از آن زایل می گردد (بطیئی الزوال) مثل جوانی برای انسان.

راهنمای منـطق دهـم قسمت اول

شهر تست : اعتباری که بی ادعا همچنان معتبر است.