متن ادبی روز سالمند

نویسنده:admin تاریخ:۱۳ مهر ۱۳۹۶ دسته بندی:پرورشی بازدید:33 بازدید

متن ادبی روز سالمند

متن ادبی روز سالمند

متن ادبی روز سالمند

 

ناخدایان کشتی زندگی

یکی از دانشمندان غربی می گوید: پیری ما را از کار باز می دارد، امّا از کدام کار؟ از کاری که در خور نیروی جوانی است. آیا کاری نیست که از عهده عقل و فکر برآید و از نیروی جوانی و توان جسمانی بی نیاز باشد؟ این ادّعا که از پیرکاری برنمی آید چنان پوچ و باطل است که بگویند: به وجود ناخدا در کشتی نیازی نیست! زیرا وقتی ملوانان به هر طرف در تکاپو و شتابند و از دکل ها بالا و پایین می روند و دلیرانه با طوفان می جنگند، او آسوده و بی حرکت، سکان را به دست گرفته و بی کار نشسته! بلی، کار جوانان از ناخدا برنمی آید؛ اما وظیفه ی او بسی مهم تر و خطیرتر است. کارهای بزرگ زاییده ی زور و بازو و چستی و چالاکی نیست؛ بلکه مولود تجربه و پختگی و شخصیت و نفوذ کلام است و این مزایا و صفات را تنها در پیران باتجربه می توان جست.

بوسه مهر

موی سپید تو، کتاب پربهای تجربه هاست و سینه ات مالامال از آلام زندگی. تو از غصّه ها، قصّه های بسیار شنیده ای. تو گنج رنج های روزگاری و تقویم نانوشته عبرت ها. گفته های تو روشنی بخش راه زیستنمان و چشمان کم سوی تو، ستاره های شبستانِ زندگی ماست. دست های پینه بسته ات جغرافیای دردهای زمین است و چین های پیشانی ات تاریخ مرارت های روزگار.

 

پشت تو را انبوه تجربه ها خمیده است و پای تو از سنگینی عبرت ها می لغزد. تو معلّم خانواده و الگوی جامعه ای. ما بر قامت به رکوع رفته تو سجده احترام می گزاریم و بر دستان پینه بسته ات، بوسه مهر می زنیم و در کلاس آموزه های زندگی تو، زانوی ادب، بغل می گیریم و خود را وامدار مهر و محبت و صفای تو می دانیم.