دانلود رایگان نمایشنامه گرگم و گله میبرم مناسب مقطع ابتدایی

نویسنده:admin تاریخ:۱ اسفند ۱۳۹۵ دسته بندی:نمایش نامه های ابتدایی, پرورشی بازدید:63 بازدید

گرگم و گله میبرم

دانلود رایگان نمایشنامه گرگم و گله میبرم مناسب مقطع ابتدایی

گرگم و گله میبرم

گرگم و گله میبرم ، گرگم و گله میبرم ، گرگم و گله میبرم ، گرگم و گله میبرم ، گرگم و گله میبرم

نام نمایشنامه گرگم و گله می برم

تعداد صفحات هجده صفحه

پسوند فایل  پی دی اف

نویسنده  افسانه شعبان نژاد

مناسب برای  طول سال تحصیلی

تعداد نقش آفرینان  ۷نفر

مناسب برای مقطع  ابتدایی

نوع تئاتر  عروسکی

شخصیت های داستان :

بز زنگوله پا

خانم گاوه

رود

باد

ابرها

گرگ

صدای بزغاله ها

برای دانلود فایل بر روی لینک زیر کلیک کنید

دانلود نمایشنامه گـرگم و گـله میبـرم

فایل ورد

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شخصیت های داستان :

بز زنگوله پا

خانم گاوه

رود

باد

ابرها

گرگ

صدای بزغاله ها

 

صحنه ی اول

روز است. صحنه، دشتی را به شیوه ای کودکانه مجسم می کند. بززنگوله پا ب صحنه می آید. به اطرافش نگاه می کند و جست وجوکنان به این سو و آن سو می رود.

بززنگوله پا: هوار هوار

غصه دارم قطار قطار

چه کار کنم؟

چه چاره ای سوار کنم ؟

کجا برم؟

اینجا برم، اونجا برم ؟

بزغاله هامو میخوام

من بچه هامو می خوام

بزغاله هام نباشن، دنیا برام سیاهه

شبم بدون ماهه

خانم گاوه هراسان وارد می شود.

خانم گاوه: ماع و ماع و ماع چیه چیه؟

سروصدا مال کیه؟

چی شده همچین می کنی؟

چرا ما روغمگین می کنی؟

بز زنگوله پا: نگو نگو شنگولم نیست

نگو نگو منگولم نیست

حبه ی انگورم نیست

نه دل دارم نه طاقت

داد می زنم حسابی، نمی کشم خجالت

 

خانم گاوه: داد بکشی یا نکشی، چاره نمیشه کار تو

دسته گلات، بزغاله هات، باز نمی آن کنار تو

کار کار گرگ روسیاست

او دشمن بزغاله هاست

چاره ی کارت رفتنه

رفتن و پیدا کردنه

باید بری یواش یواش

دنبال گرگ و ردپاش

بز زنگوله پا: می رم و پیداش می کنم

رسوای دنیایش می کنم

از صحنه خارج می شود. خانم گاوه به مسیر رفتن او نگاه می کند.

خانم گاوه: خدا کنه زود برسی به بچه هات

خنده بیاد روی لبات

از صبح تا شب تو سبزه ها

بازی کنی با بچه ها

در حالی که از صحنه خارج می شود.

خانم گاوه: خداکنه گرگه به اینجا نرسه

گرگه پاهاش به خونه ما نرسه

 

صحنه ی دوم

فضای دیگری از دشت. بز زنگوله پا خسته و بی رمق وارد صحنه می شود.

بز زنگوله پا : جم جمک برگ خزون

زیر سقف آسمون

گشتم و گشتم دویدم

بزغاله هامو ندیدم

جم جمک خورشید و ماه

خسته ام خسته ی راه

جم جمک گل، قاصدک

گرگه اومد با کلک

شنگول و منگول رو برد

حبه ی انگور رو برد

جم جمک کفتر و بام

من موندم با غصه هام صدای رود به گوش می رسد.

رود: آهای آهای زنگوله پا!

بیا اینجا ، بیا اینجا

بز زنگوله پا با تعجب به اطراف نگاه می کند.

بز زنگوله پا: وای انگاری صدا می آد

این صدا از کجا می آد؟

صدای گرگ بی حیاست

انگاری این دور و براست

شاخ می زنم به دست و پاش

به شکم و به اون چشاش

شاخ می زنم که پا نشه

از رو زمین جدا نشه

تا بچه هامو پس بده

تا باز به من نفس بده

بار دیگر به این طرف و آن طرف می رود

و جست و جو می کند.

بز زنگوله پا: گرگ سیاه، گرگ بلا!

من اومدم به جنگ تو، جلو بیا

منم بز زنگوله پا

جست می زنم روی دو پا

با این دوتا شاخ بزرگ

من اومدم به جنگ گرگ

چند نفر که دست در دست هم دارند و رود

را می نمایانند،وارد می شوند.

رود،پر آبم و قشنگم

چه صاف و آبی رنگم

شر و شر و شر صدامه

صدای خنده هامه

بیا لبت رو تر کن

خستگی هاتو در کن

بز زنگوله پا به طرف رود می رود.

 

بز زنگوله پا:جم جمک رود پر آب

بزی می ره با شتاب

می ره تا خونه گرگ

خونه گرگ بزرگ

می ره تا بزغاله هاشو بگیره

در آب رود دست و رو می شوید.

 

بز زنگوله پا،دست شما درد نکنه رود پر آب!

پیراهنت پر پیچ و تاب

راستی که با آب خنک

به بزی جان کردی کمک

خستگی دور شد از تنم

رود:وقتی به گرگ رو سیاه رسیدی

به آخر جاده و راه رسیدی

صدام بزن بگو رود

تا که بیام زود زود

بز زنگوله پا از صحنه خارج می شود.رود هم آرام از صحنه بیرون می رود. بز زنگوله پا از صحنه خارج می شود.

صحنه سوم

فضایی دیگر از دشت.بز زنگوله پا خسته تر و ناتوان تر و غمگین تر وارد صحنه می شود و راه می رود.

 

بز زنگوله پا : پا ندارم، ناندارم

چیزی به جز غصه و غم ها ندارم

وای که با این پا و با این رفتنم

با سم زخمی و با درد تنم

به خونه ی گرگ سیا نمی رسم

به آخر جاده و راه نمی رسم

دلم برای بچه هام تنگ شده

اما پاهام خسته شده، لنگ شده

نه جای پای گرگه هست

نه که صدای گرگه هست

صدای هوهوی باد در صحنه می پیچد. بز

زنگوله پا به اطراف نگاه می کند.

بز زنگوله پا: وای انگاری صدا می آد

این صدا از کجا می آد؟

صدای گرگ بی حیاست

انگاری این دور و براست

شاخ می زنم به دست و پاش

به شکم و به اون چشاش

شاخ می زنم که پا نشه

از رو زمین جدا نشه

به این طرف و آن طرف می رود.

بززنگوله پا: آهای آهای گرگ سیا، گرگ بلا!

من اومدم به جنگ تو، جلو بیا، جلو بیا

منم بززنگوله پا

جست می زنم روی دوپا

با این دو تا شاخ بزرگ

اومده ام به جنگ گرگ

باد وارد صحنه می شود و به این طرف

و آن طرف می رود.

باد، هو هو منم منم باد

سرحال و خوشحال و شاد

از سفر دور و دراز اومدم

بادم و با هوهوی ساز اومدم

برگارو با خود به سفر می برم

اونارو هی این ور و اون ور می برم

درختارو تکون می دم

بادبادکو به دست آسمون می دم

به طرف بززنگوله پا می رود. بززنگوله پا

عقب عقب می رود

باد: خاله خاله جون!

زنگوله پای مهربون!

بادم من، شادم من

همیشه آزادم من

بززنگوله پا: خوش به حالت که بادی

خوشحال و خیلی شادی

دنبال گرگ بی حیا می گردم

دنبال دزد بچه ها می گردم

باد: وقتی به گرگ روسیاه رسیدی

صدام بزن تا که بیام هو بکشم

گرگه رو این سو بکشم

گرگه رو اون سو بکشم

گرگه رو اون سو بکشم

از صحنه خارج می شود.

 

بززنگوله پا: جم جمک هوهوی باد

خسته ام خوابم می آد

می خوابد. ناگهان صدای رعدو برق به گوش می رسد.

صحنه خاموش و روشن می شود. بززنگوله پا از خواب می پرد و وحشت زده به اطراف نگاه می کند.

بززنگوله پا: وای انگاری صدا می آد

این صدا از کجا می آد؟

صدای گرگ بی حیاست

انگاری این دور و براست

شاخ می زنم به دست و پاش

به شکم و اون چشاش

شاخ می زنم که پا نشه

از رو زمین جدا نشه

به این طرف و آن طرف می رود.

بززنگوله پا: آهای آهای گرگ سیا، گرگ بلا!

من اومدم به جنگ تو، جلو بیا

منم بز زنگوله پا

جست می زنم روی دوپا

با این دوتا شاخ بزرگ

اومده ام به جنگ گرگ

ابرهای سفید و سیاه به صحنه می آیند. با نزدیک شدن آن ها به هم، صدای رعدوبرق بلند می شود.

ابرها: گرم گرم داد می زنیم

حسابی فریاد می زنیم

بارون می آد جَر جَر و جَر

می آد دوباره از سفر

جَر و جَر و جَر می کنه

زمینارو تر می کنه

می باره دونه دونه، دونه دونه

هدیه ای از ابرهای مهربونه

اون نباشه سبزه روی زمین نیست

درخت توی خونه ی اون و این نیست

گرم و گرم موقع بارون شده

موقع خندین ناودون شده

بززنگوله پا: دنبال گرگ بی حیا می گردم

دنبال دزد بچه ها می گردم

ابرها: وقتی به گرگ روسیاه رسیدی

به آخر جاده و راه رسیدی

داد بکشی برات کمک می آریم

روی سر گرگ سیاه می باریم

گرگ و ترش می کنیم

در به درش می کنیم

بز زنگوله پا: می رم و پیداش می کنم

رسوای دنیاش می کنم

بززنگوله پا و ابرها از صحنه خارج می شوند

 

صحنه ی چهارم

فضایی دیگر از دشت. بززنگوله پا خسته تر از قبل وارد صحنه می شود.

بززنگوله پا انگاری گرگه دود شده، رفته هوا

یا قطره ی بارون شده، رفته زمین این بی حیا

آهای زمین و آسمون!

اونو به من بدین نشون

صدای نعره می آید. بززنگوله پا آسوده و بی خیال به اطراف نگاه می کند.

بززنگوله پا: ابری، بارونی ؟

صدا: نه خیر

بززنگوله پا: رود مهربونی؟

صدا: نه خیر

بززنگوله پا: شاید که بادی؟

صدا: نه خیر

بززنگوله پا: بگو خیلی شادی؟

صدا: نه خیر

بززنگوله پا: پس بیا جلو

صدا: باشه

بززنگوله پا: بیا بدو بدو

صدا: باشه

ناگهان گرگ به وسط صحنه می پرد. بززنگوله پا جست می زند و دور صحنه می گردد. گرگ هم رو به روی او دور صحنه می گردد.

گرگ: گرگم و گله می برم

بززنگوله پا: من شاخ دارم نمی ذارم

گرگ: دندون من تیزتره

بززنگوله پا: شاخای من تیزتره

گرگ: گوشتای تو لذیذترن

بززنگوله پا: بزغاله هام عزیزترن

خونه ی تو کدوم وره؟

گرگ: یا این وره، یا اون وره

بززنگوله پا: با این دوتا شاخ بزرگ

اومده ام به جنگ گرگ

گرگ: وای که چه خنده داری!

انگاری عقل نداری

تو لقمه ی چپم می شی

غذای امشبم می شی

گرگ به طرف بززنگوله پا می رود. بززنگوله پا فریاد می زند.

بززنگوله پا: آهای باد، آهای ابر، آهای رود!

بیاین بیاین زودِ زود

رود و باد و ابرها وارد صحنه می شوند. گرگ با وحشت به اطراف نگاه می کند ابرها به طرف گرگ می روند. صدای رعدوبرق می آید.

ابرها: گُرم گُرم گُرم دُرُم دُرُم

گرگ: زود برین کنار

ابرها: نمی ریم

گرگ: منو آزار ندین

ابرها: نمی شه

گرگ: جرجر نکنین

ابرها: نمی شه

گرگ: منو تر نکنین

گرگ التماس می کند

ابرها: نمی شه

 

بززنگوله پا: خوب تَرش کنین

ابرها: باشه

بززنگوله پا: انو دَرِش کنین

ابرها: باشه

بززنگوله پا: گرگه بی حیاست

ابرها: می دونیم

بززنگوله پا: اون خیلی بلاست

ابرها: می دونیم

بززنگوله پا: باید که تَر بشه

ابرها: باشه

بززنگوله پا: دربه در بشه

ابرها: باشه

گرگ می خواهد از میان ابرها فرار کند و به سمت بززنگوله پا حمله کند که باد به طرفش می رود.

باد: هو می کنم، هو می کنم

گرگه رو جارو می کنم

گرگ التماس می کند

گرگ: آهای! هوهو نکن

باد: نمی شه

 

شنگول و منگول و حبه ی انگور

گرگ: منو جارو نکن

باد: نمی شه

بززنگوله پا: گرگه بی حیاست

باد: می دونم

بززنگوله پا: دزد و ناقلاست

باد: می دونم

بززنگوله پا: اونو تاب بده

باد: باشه

بززنگوله پا: به دست آب بده

باد: باشه

گرگ را فوت می کند و او را به طرف رود می برد. کسانی که نقش رود را دارند او را با دست هایشان می گیرند و حرکت می دهند.

گرگ: شُر و شُر نکن

رود: نمی شه

گرگ روی شکم خود می زند.

گرگ: اینو پر نکن

رود: نمی شه

 

گرگ: من کار ندارم

رود: وای وای

بززنگوله پا: آزار ندارم

رود: وای وای

بززنگوله پا: این گرگ بلاست

رود: می دونم

بززنگوله پا: خیلی بی حیاست

رود: می دونم

بززنگوله پا: با دستای تَر

رود: بله

بززنگوله پا: اونو زود ببر

رود: باشه

گرگ را از صحنه بیرون می برد. صدای گرگ آهسته و آهسته تر می شود. بززنگوله پا با شادی و تعجب به اطراف نگاه می کند و با خوشحالی جست می زند.

همه با هم: آهای کجایین بچه ها!

بززغاله ها

صدای بزغاله ها: آهای آهای آی ننه جون!

زنگوله پای مهربون!

بیا بیا که گرگه رفت و دود شد

گنده ترین ماهی آب رود شد

بززنگوله پا: از اون طرف می آد صدا

صدای ناز بچه ها

شکر خدا که گرگه رفت و دود شد

گنده ترین ماهی آب رود شد

دویدم و دویدم و دویدم

شکرخدا به بچه هام رسیدم

ابر و باد، دور زنگوله پا می چرخند.

ابر و باد: شکر خدا که گرگه رفت و دود شد.

گنده ترین ماهی آب رود شد.

بززنگوله پا: شکر خدا زنگوله پا تنها نبود

درد نکنه دستای ابر و باد و رود

از صحنه خارج می شوند.

گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ، گرگم و گله میبرم  ،